الشيخ البهائي العاملي (مترجم: على بن طيفور بسطامى)
35
منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح (فارسى)
كه سبب اهمال ايشان از ذكر آن بنا بر نقل اجماعى است كه شيخ - طاب ثراه - كرده است به آنكه رسانيدن آب وضو به درون چشمها سنّت نيست ، و شيخ ما در كتاب « ذكرى » گفته است كه منافات ندارد استحباب گشادن چشمها با نرسانيدن آب به درون آنها ، چه ممكن است كه متوضّى چشم بگشايد به نوعى كه اصلا آب وضو در چشم او داخل نشود . و اين وجه بغايت نيكوست ، و دور نيست كه بنا بر رؤيت افعال وضو در حالت بجا آوردن آن ، متوضّى را ثواب حاصل آيد ، يعنى ديدن افعال وضو سبب ترتّب ثواب شود - و اللَّه أعلم بمقاصد انبيائه . تتمه : پس هر گاه كه فارغ شدى از شستن روى بر دار كف آبى به دست چپ خود چنان كه امام محمّد باقر عليه السّلام در حالت بيان وضوى پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلم به عمل آوردهاند ، و بشوى دست راست خود را از مرفق « 1 » تا سر انگشتان ، و بر آن دست را بر همهء جانب آن تا آب به همه جا جارى شود ، چنان كه در شستن روى گذشت ، نهايتش در اينجا واجب است تخليل كردن موى كه بر دستها باشد ، خواه بشره نمايان باشد و خواه نباشد . و ابتدا به شستن پشت دست كن ، و زن را سنّت است كه ابتدا به شستن شكم دست كند . پس از آن برگير كف آب ديگر به دست راست خود ، و بشوى دست چپ را به طريق دست راست ، و همان عمل كن كه به دست راست كرده بودى يعنى دست خود را بر همهء جانب آن بران تا آب به همه جا جارى شود . و بايد كه شستن هر يك از رو و دستها يك مرتبه واقع شود و زياده از يك مرتبه شسته نشود چنان كه مختار ثقة الاسلام شيخ محمّد بن يعقوب كلينى است در كتاب « كافى » ، و رئيس المحدثين محمّد ابن بابويه در كتاب « من لا يحضره الفقيه » . و به تحقيق كه بسط دادهايم كلام را در اين باب در كتاب « مشرق الشّمسين » ، و كتاب « حبل المتين » فارجع اليهما ان كنت من الطّالبين . مترجم گويد : « ببايد دانست كه جمعى از مجتهدين را مذهب آنست كه رو و
--> ( 1 ) آرنج دست .